مدیریت پروژه، نقشه راه:

چگونگی راه اندازی دفتر پروژه:
چگونه یک نقشه راه برای توسعه کسب و کار ترسیم کنیم؟
نقشه راه از چه چیزی تشکیل شده است؟
نقشه راه یا نقشه راه محصول چیست؟
چگونه می توان نقشه راه را تنظیم کرد؟

دو مورد رایج نقشه راه عملیاتی:
1-شما در حال کار با یک محصول نهایی هستید. عملکرد می‌کند، سود می‌آورد و فرآیندها در جای خود هستند.
2-شما به محصول جدیدی رسیده اید که به تازگی برای عرضه برنامه ریزی شده است.

برای مورد اول، باید با فرآیندهای داخلی هم گام شوید. درک کنید که در حال حاضر چه اتفاقی می افتد، اهداف چیست و همچنین چه نقشی در همه اینها ایفا خواهید کرد. در این شرایط، شما به یک برنامه عملیاتی خاص نیاز دارید که تیم به آن پایبند باشد و این فقط یک نقشه راه است.

در مورد دوم، وضعیت تا حدودی متفاوت است. اگر در مورد اهداف تصمیم گرفته اید و تقریباً مسیر را مشخص کرده اید، همه اینها باید در جایی منعکس شود. یک استراتژی با مراحل تاکتیکی اولیه نیز یک نقشه راه است.

نقشه راه چیست؟
نقشه راه یک برنامه عملیاتی است که نقاط عطف کلیدی یک محصول و ابزار دستیابی به آنها را توصیف می کند:
چه وظایفی را حل می کند؟
منعکس کننده ماموریت و استراتژی محصول است
سند اصلی برای اجرای استراتژی است
جهت اصلی عمل را برای افراد کلیدی و تیم نشان می دهد
همه شرکت کنندگان در فرآیند را همگام می کند، بحث ها و سوء تفاهم های غیر ضروری را حذف کنند
سوال: "چرا این کار را انجام می دهیم؟" را پاسخ می دهد
از چه چیزی تشکیل شده است؟
ماموریت و اهداف محصولی که روی آن کار می کنید را شرح دهید

تعیین کنید چه کسی از نقشه راه استفاده خواهد کرد
مدیریت
توسعه
ساختارهای مرتبط (بازاریابی، فروش، مالی)
کاربران
نقشه راه بر اساس محتوای داخلی ساخته می شود. نقشه راه برای توسعه، با نقشه راه برای رهبری یکسان نیست و اهداف و مقاصد کاملاً متفاوت خواهد بود.

انواع نقشه راه:
توسط اهداف
توسط تیم ها
بر اساس کشور
توسط پلت فرم
مثال تجسم: من برای آخرین محصولم (سایت خبری) در صفحات گسترده گوگل نقشه راه تهیه کردم. اما مهم است که به یاد داشته باشید که نقشه راه یک راهنمای سفت و سخت برای اقدام نیست. شما می توانید دوره خود را تنظیم کنید، وظایف را متعادل کنید و منابع را دوباره در تیم تخصیص دهید.

چگونه یک نقشه راه بسازیم؟
ساده ترین و سریع ترین روش نمایش همه چیز در جداول است. ایجاد آنها آسان است و حتی راحت تر می توان آنها را با همه افراد علاقه مند به اشتراک گذاشت.

ویژگی های کلیدی:
صرفا ایجاد نقشه راه علت بر عقب ماندگی از رسیدن به اهداف نیست، بلکه جهت بهبود وضعیت فعلی است. اگرچه عقب ماندگی وظایف خاصی است که باید به موقع انجام شود. نقشه راه بیشتر یک جهت و گام های بزرگتر است.

نقشه راه خود را بر اساس موضوعات اصلی (وظایف بزرگ) قرار دهید و در سطح ویژگی های وظایف کوچک انعطاف پذیرتر باشید.
تمام تغییرات در استراتژی و اهداف شرکت را دنبال کنید. آنها را در نقشه راه خود قرار دهید.
اولویت های بلند مدت را دوباره اولویت بندی کنید. شاید برخی از وظایف دیگر مانند گذشته مهم نباشند.

نکته اصلی که باید به خاطر بسپارید این است که نقشه راه یک ساختار یکپارچه نیست، بلکه دستیار شما در راه رسیدن به یک محصول بهتر است. شما می توانید یک نقشه راه برای کارهای بزرگ و کوچک ایجاد کنید. همسو با استانداردهای جهانی پیشروی داشته باشیم. اما حتی برای موارد کوچک، باید به این سوال پاسخ دهید: "این چگونه با ماموریت و استراتژی ما مطابقت دارد؟"، بنابراین به یاد داشته باشید که نقشه راه خود را به مسیرهای اصلی محصول مرتبط کنید.

در یک محیط بیرونی پویا، شرکت هایی که بر چشم انداز توسعه فعالیت های خود متمرکز هستند، نیاز به معرفی روش های نوین مدیریت سازمان دارند. این روش‌ها امکان نمایش، ارزیابی و پیش‌بینی دقیق‌ترین روند توسعه شرکت، توسعه سناریوهای احتمالی برای توسعه تأسیسات و سودآوری بالقوه آن‌ها و همچنین اتخاذ تصمیم‌های بهینه مدیریتی از نظر هزینه‌های منابع و کارایی اقتصادی را فراهم می‌سازد.

تئوری مدیریت داخلی به بسیاری از روش‌های مدرن که نه تنها مدیریت سازمان‌های مدرن را تسهیل می‌کنند، بلکه یک برنامه سناریوی دقیق برای توسعه هر شیء ایجاد می‌کنند، که مورد اهمیت کافی قرار نمی گیرد.

یکی از روش های کم مطالعه که سناریویی برای توسعه یک شئ خاص است، «نقشه راه» است. این روش بر اساس تجزیه قیاسی فرآیند دستیابی به هدف به مراحل است که به این فرآیند «نقشه راه» گفته می شود. به طور کلی، نقشه راه به عنوان پایه ای برای پشتیبانی اطلاعاتی برای فرآیند مدیریت عمل می کند، و به طور خاص، این تکنیک برای توسعه مراحل توسعه یک شئ و تعیین زمان برای تصمیم گیری های مدیریتی و همچنین برای توجیه منطقی کار است. روابط علت و معلولی بین مراحل مختلف پروژه.

هدف این مقاله تعیین محتوای روش نقشه راه و کاربرد آن برای توسعه سازمان می باشد.
این مقاله به تجزیه و تحلیل تطبیقی نقشه راه و سایر ابزارها برای توسعه یک سازمان اشاره می کند. بررسی مزایا و محدودیت های نقشه راه. بررسی امکان ایجاد پورتال های پروژه بر اساس روش نقشه راه.
در حال حاضر ابزارهای زیادی وجود دارد که به توسعه یک سازمان کمک می کند. از چنین ابزارهایی برای تشکیل معیارها و اولویت ها برای تصمیم گیری مدیریت استفاده می شود.

روش، ماهیت روش، و نتیجه برنامه:
روش دلفی:
از طریق یک سری اقدامات متوالی - نظرسنجی، مصاحبه، دستیابی به حداکثر اجماع در تعیین تصمیم درست تعیین راه حلی برای یک مشکل خاص که همه شرکت کنندگان در روش را راضی کند.
تحلیل SWOT:
ارزیابی عوامل و پدیده های مؤثر بر یک پروژه یا شرکت. بر اساس تشریح نقاط قوت و ضعف محیط داخلی و فرصت ها و تهدیدهای محیط بیرونی سازمان.
تاثیر روش:
شناسایی فعالیت ها بر اساس ترکیبی از نقاط قوت و ضعف محیط داخلی و فرصت ها و تهدیدهای محیط بیرونی سازمان.
روش طوفان فکری:
یک روش عملیاتی برای حل یک مشکل مبتنی بر تحریک فعالیت خلاق، که در آن از شرکت کنندگان در بحث خواسته می شود تا حد امکان راه حل ها، از جمله خارق العاده ترین آنها را بیان کنند.
تاثیر روش:
انتخاب موفق ترین ایده ها از مجموع ایده های قابل استفاده در عمل.
روش اسکریپت نویسی:
این روش بر اساس یک توالی مکرر از سناریوهای ساختمانی به منظور انتخاب گزینه مناسب است.
تاثیر روش: به دست آوردن یک پیش بینی منطقی و علمی برای تصمیم گیری های مدیریتی
روش درخت هدف:
روش ساختاردهی وظایف، مشکلات، اهداف برای تفکیک و مشخص کردن آنها در قالب یک سیستم سلسله مراتبی (درخت)، که در آن تجزیه سطح به سطح اهداف کلی تر به اهداف خاص، اهداف سطح بعدی، و غیره
تاثیر روش:
به شما امکان می دهد تصویری از رابطه رویدادهای آینده ارائه دهید، لیستی از وظایف خاص و اطلاعاتی در مورد اهمیت نسبی آنها به دست آورید.
روش نقشه برداری راه:
نمایش تصویری یک سناریوی گام به گام برای توسعه یک شی خاص
تاثیر روش:
ارائه اطلاعات در مورد جایگزین های احتمالی برای توسعه تسهیلات و ساده سازی تصمیم گیری مدیریتی. بازنگری در پتانسیل توسعه موجود شی مورد مطالعه، شناسایی تنگناها، تهدیدها و فرصت های رشد، نیاز به تامین منابع.

همه روش های فوق، در صورت استفاده صحیح، پایگاه اطلاعاتی ایجاد می کنند که اتخاذ تصمیمات مدیریتی را تسهیل می کند:
استفاده از روش دلفی در نتیجه چندین تصمیم آگاهانه بر اساس نظرسنجی از گروهی از افراد می‌دهد. تجزیه و تحلیل SWOT یک توصیف ساختار یافته از موقعیتی که باید در مورد آن تصمیم گرفته شود، ارائه می دهد، نتایج حاصل از آن ماهیت توصیفی بدون توصیه و اولویت بندی دارند.

در نتیجه، روش طوفان فکری فهرستی از راه حل های یک مشکل خاص را ارائه می دهد که توسط متخصصان بیان می شود و سپس از مجموع تعداد ایده های بیان شده، موفق ترین آنها انتخاب می شوند که می توانند در عمل از آنها استفاده کنند.

روش اسکریپت، متنی است که به شما امکان می دهد یک ایده اولیه از سیستم در پارامترهای کمی و روابط متقابل آنها ایجاد کنید، با این حال، اسکریپت مانند هر متنی در تفسیر آن دچار ابهام است، بنابراین باید به عنوان یک متن در نظر گرفته شود. مبنایی برای توسعه بیشتر مدلی برای حل مشکل.

روش درخت هدف، به شما امکان می دهد تصویر کاملی از روابط متقابل رویدادهای آینده تا به دست آوردن لیستی از وظایف خاص و کسب اطلاعات در مورد اهمیت نسبی آنها ارائه دهید. ساخت درختی از اهداف و مقاصد در سطح تعیین مجریان به پایان می رسد. در فرآیند ساخت درخت اهداف، اغلب از الگوریتم هایی برای کار مشترک کارشناسان استفاده می شود، اما، با این وجود، این روش نه بر اساس کار گروهی، بلکه بر اساس منطق خاص استدلال است.

در نتیجه ساختن یک نقشه راه، یک طرح-سناریوی گرافیکی برای توسعه پویای سازمان با در نظر گرفتن مسیرهای جایگزین و شناسایی احتمالی زمینه‌های کاهش بهره‌وری (گلوگاه‌ها) و همچنین شرح مفصلی از این مولفه‌های مهم ارائه می‌دهد.

سازمان به عنوان منابع، فناوری، محصول، بازار، مشتری، هدف استراتژیک و ایجاد یک سیستم هماهنگ تعامل ارتباطی بین تمام ساختارهای سازمانی است.
همه روش های ارائه شده نمی توانند به طور کامل نتایجی را که با ایجاد یک نقشه راه به دست می آیند ارائه دهند، اما می توانند به عنوان مبنایی برای استفاده از روش نقشه راه باشند.

یکی از ویژگی های اصلی نقشه های راه ظاهر آنها است، یعنی آنها مانند یک گزینه تجزیه و تحلیل بر اساس انتخاب راه حل های ممکن برای بخش های تک تک کار اصلی به نظر می رسند، ساخت یک شبکه گرافیکی متشکل از "گره ها" (مراحل توسعه فناوری، یا نقاط تصمیم گیری مدیریتی) و "ارتباطات" (روابط بین "گره ها").

نقشه راه به عنوان یک روش مدیریت استراتژیک پروژه، دو کارکرد اصلی دارد:
۱-آینده نگری، ۲-برنامه ریزی توسعه وضعیت، از جمله جنبه های فنی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی (پیش بینی آینده).
مدیریت توسعه موقعیت بسته به اهداف استراتژیک تعیین شده (طراحی آینده). نقشه راه حاکی از توسعه بلندمدت تسهیلات برای یک دوره حداکثر 10 ساله، و منعکس کننده اثرات اقتصادی ناشی از آن، تعیین اثربخشی گزینه های جایگزین برای استفاده از منابع است.

بر اساس اهداف نقشه برداری راه، انواع زیر از نقشه های راه متمایز می شوند:
نقشه راه شرکت؛
نقشه راه علمی؛
نقشه راه فن آوری؛
نقشه راه مواد غذایی؛
هر یک از انواع نقشه‌ های راه نشان‌ دهنده تکامل یک محصول، فناوری، مؤلفه علمی یک شرکت یا یک شرکت به عنوان یک کل است و یک نمایش گرافیکی از گزینه‌های مختلف برای توسعه یک شی در فضای زمانی ایجاد می‌کند. انواع مختلف نقشه راه به هم مرتبط و وابسته هستند، که با نیاز به محاسبه همزمان اجزای محصول، فناوری، صنعت یا شرکت همراه است.

انواع نقشه راه بر اساس ارتباط آنها بسته به اهداف و دوره های زمانی خاص طبقه بندی می شوند. معیارهای ارتباط بر اساس تطبیق پذیری نقشه راه است؛ هر چه نقشه راه شامل اجزای بیشتری باشد، برای سازمان اطلاعات بیشتری دارد. عدم وجود مقررات دقیق، فرآیند نقشه برداری را با سطح بالایی از خلاقیت متمایز می کند، که این امکان را فراهم می کند تا نقشه راه را به ابزاری ساده، بصری و تطبیقی برای تصمیم گیری مدیریت تبدیل کند.

در مرحله اولیه توسعه یک سازمان، ایجاد یک نقشه راه شرکتی که شامل جنبه های علمی، فناوری و محصول باشد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف بعدی از نظر اهمیت، هدف علمی است که شامل اجزای فناوری و محصول است. در آینده، سازمان دیگر نیازی به تدوین نقشه راه جهانی ندارد، زیرا در مراحل بعدی توسعه، تنها به روش های متمرکز مدیریت سازمانی نیاز است که با هدف تحقیق در مورد فناوری ها و محصولات تولیدی باشد.

شکل بهینه یک نقشه راه، برنامه ای است که به سؤالاتی در مورد اینکه دقیقاً چه چیزی، چگونه، در چه دوره ای و چرا منجر به دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان می شود، پاسخ می دهد.

مزایا و محدودیت های استفاده از نقشه راه:
ابزار خوبی برای جمع آوری اطلاعات، مشارکت دادن همه کارشناسان در فرآیند خلاق ساختن آن و سپس بحث در مورد آن.
پیچیدگی، هزینه بالا و مدت زمان توسعه به دلیل نیاز به دانش در بسیاری از حوزه های خاص مدیریت.
یک ابزار بازاریابی خوب برای تجزیه و تحلیل اینکه کدام محصول دارای ارزش کلیدی برای شرکت است.
نیاز به کار هماهنگ تعداد زیادی از متخصصان از رشته ها و حوزه های مختلف مدیریت.

نقشه راه نشان می‌دهد که چه حوزه‌هایی از تحقیق و توسعه مهم‌ترین هستند، چه راه‌حل‌های فن‌آوری را می‌توان بر اساس آنها توسعه داد، چه محصولات امیدوارکننده‌ای را می‌توان در نتیجه ایجاد کرد، و چه تغییرات اجتماعی می‌تواند در نتیجه رخ دهد.
این روش ممکن است تمام جنبه های لایه های توسعه یافته را در نظر نگیرد.
به شما امکان می دهد چشم انداز بازار محصولات و امکان ورود به بازارهای جدید را ارزیابی کنید.
این روش پاسخی به این سوال نمی دهد که "چه کسی این همه را و چگونه انجام خواهد داد؟".
به شما امکان می دهد اهداف واضح تر و دست یافتنی تری تعیین کنید.
فقدان داده ها، اطلاعات و دانش مورد نیاز.
به شما امکان می دهد مناطق اولویت دار برای سرمایه گذاری را شناسایی کنید.
حجم زیادی از وظایف فعلی که به شما اجازه نمی دهد روی استراتژی تمرکز کنید.
ابزار خوبی برای تجسم استراتژی‌ها و برنامه‌های توسعه‌یافته و شناسایی ناسازگاری‌های منطقی و «شکاف‌هایی» که ممکن است در متن «صاف» قابل مشاهده نباشند.
فقدان روش شناسی مشخص برای تهیه نقشه راه.
ابزار ارتباطی مؤثری است که نیازهای شرکت را برای کارکنان، مدیریت، مشتریان و همه ذینفعان توضیح می‌دهد و این امکان را به وجود می‌آورد که متوجه شوند که شرکت برای دستیابی به موفقیت کلی نیازمند تغییرات است و در این تغییرات مشارکت داشته باشد.
فقدان ادبیات آموزشی، سمینارها و آموزش ها در زمینه نقشه راه.
رویه های برنامه ریزی را در شرکت ایجاد کرد.
به کارکنان راهنمایی روشنی در مورد اینکه در صورت تغییر در محیط چه کاری انجام دهند ارائه می دهد.
فرآیند طراحی به آماده سازی کارکنان شرکت برای تغییرات آتی و تشکیل تیم های ابتکاری کمک می کند.
نقشه راه شامل بسیاری از شرکت ها می شود، خواه کنسرسیوم باشند یا فقط یک صنعت.
در این سطح، از طریق نقشه راه، امکان توسعه مشترک فناوری ها و محصولات کلیدی جدید وجود دارد که از تامین مالی غیر ضروری برای همان حوزه تحقیقاتی جلوگیری می کند.

برای غلبه بر محدودیت ها و موانع استفاده از نقشه راه در سازمان ها، مدیران مختلف فعالیت های زیر را پیشنهاد می کنند:
ایجاد دپارتمان برنامه ریزی استراتژیک
ایجاد پشتیبانی سازمانی و نظارتی برای نقشه راه در داخل سازمان
آموزش کارمندان بخش برنامه ریزی استراتژیک در نقشه راه. ایجاد سیستم نظارت استراتژیک
روش‌های برنامه‌ریزی تثبیت‌شده در سازمان‌ها را نیز می‌توان به موانع معرفی نقشه راه نسبت داد که ناشی از محافظه‌کاری و فقدان یک روش پذیرفته‌شده عمومی برای نقشه‌برداری راه است.

روش جهانی ساخت نقشه راه:
1. مرحله تعریف مسئله و تعیین هدف استراتژیک
شناسایی مشکلی که باید حل شود؛
اثبات عینی فوریت مشکل؛
شکل گیری اهداف استراتژیک
توجیه عینی سودآوری دستیابی به اهداف استراتژیک

2. مرحله تامین:
ایجاد کارگروه، انتخاب رهبر؛
حمایت مادی گروه؛
تنظیم کار گروه؛
اطمینان از دسترسی گروه به تمام اطلاعات مورد نیاز سازمان.

3. مرحله جمع آوری اطلاعات:
تجزیه و تحلیل نیازهای مشتری؛
تجزیه و تحلیل فهرست منابع موجود و مورد نیاز؛
تجزیه و تحلیل فن آوری های ممکن برای ایجاد یک محصول یا ارائه خدمات؛
تجزیه و تحلیل گزینه های ممکن برای کالاهای تولیدی یا خدمات ارائه شده.

4-مرحله تن دادن به اطلاعات:
تعیین فهرست خاصی از منابع موجود؛
تعریف فناوری های خاص؛
تخصیص محصولات یا خدمات تولیدی خاص ارائه شده؛
تخصیص بخش های بازار هدف؛
تعیین انواع خاص مشتریان؛

5. مرحله طراحی گرافیک:
ترتیب عناصر نقشه راه به ترتیب اهمیت؛
ایجاد زنجیر، یعنی:
ایجاد پیوندهایی بین عناصری که نشان می دهد با چه منابعی، با استفاده از چه فناوری هایی، محصول خاصی را ایجاد می کنند، که به نوبه خود به بخش خاصی از بازار برای یک خریدار خاص هدایت می شود، و کل این فرآیند چه نوع هدف استراتژیکی را اجرا می کند.

6. مرحله ارائه به مدیریت
7. مرحله بحث
برجسته کردن جنبه های مثبت و منفی هر زنجیره.
تعریف تقریبی از شاخص های مزایای دستیابی به هر هدف، بر حسب ارزش.

8. مرحله تصمیم گیری مشترک:
برجسته کردن یک یا چند زنجیره به عنوان مؤثرترین روش برای دستیابی به اهداف استراتژیک.
بر اساس محیط بیرونی در حال توسعه، در الگوریتم پیشنهادی روش‌شناسی، می‌توان تغییراتی را در مراحل و فعالیت‌هایی ایجاد کرد که به‌طور مؤثرتر یک نقشه راه را در رابطه با یک سازمان خاص ایجاد می‌کند.

ماهیت ایجاد پورتال های پروژه سازماندهی یک فضای الکترونیکی است که به شما امکان می دهد پیشرفت یک پروژه خاص را در زمان واقعی ردیابی کنید و همچنین مدیریت اسناد الکترونیکی را برای پروژه انجام دهید. یعنی پورتال پروژه یک سیستم مؤثر برای ذخیره و دسترسی به اطلاعات داخلی شرکت مورد نیاز برای مدیریت پروژه و ارتباطات پروژه توسط مطلقاً همه شرکت کنندگان پروژه است.

طرح تعامل شرکت کنندگان پروژه از طریق پورتال پروژه:
پورتال پروژه شامل لیستی از برنامه های اجرا شده است که شامل پروژه ها می شود. در هر پروژه یک نقشه راه وجود دارد که به سه سناریو خوش بینانه، بهینه و بدبینانه تقسیم می شود. هر یک از سناریوها زنجیره اجرای پروژه خود را فرض می کند.

هر پروژه در بهترین سناریو شروع می شود، زیرا ورودی پروژه همیشه مشخص است. علاوه بر این، با پیشرفت پروژه، سناریوها ممکن است با وقوع رویدادهای ریسک و نتایج آنها تغییر کنند. هنگام برنامه ریزی یک نقشه راه برای اجرای یک پروژه، تمام سناریوها باید به دقت برنامه ریزی شوند، یعنی: چه داده های اولیه در پروژه وجود دارد. چه رویدادهای ریسکی ممکن است در حین اجرای پروژه رخ دهد و چه پیامدهایی دارد. چه اقداماتی باید پس از وقوع یک رویداد خطر خاص دنبال شود. و نتیجه اش چیست.

نقشه راه پروژه:
عناصر اصلی نقشه راه عبارتند از:
آغاز فرآیند؛
رویداد ریسک؛
عمل؛
نتیجه فرآیند.
به طور کلی، هر عنصر از نقشه راه باید حاوی اسناد اولیه یا سایر زمینه های عینی باشد که بر اساس آنها تصمیم مدیریت ایجاد می شود. به طور خاص: عنصر "شروع فرآیند" حاوی اطلاعاتی در مورد منابع موجود در ابتدای پروژه است. "رویداد ریسک" حاوی اطلاعاتی در مورد سناریوهایی است که باید هنگام وقوع خطر اعمال شوند. "عمل" شامل فن آوری ها و روش ها است. عنصر "نتیجه فرآیند" حاوی اطلاعاتی در مورد محصول نهایی پروژه است.

این سیستم به شما این امکان را می دهد که سیستم را برای تصمیم گیری های مدیریتی متمرکز کنید، از تحریف اطلاعات خلاص شوید و گردش کار پروژه ها را تشکیل دهید. همچنین بر اساس پروژه هایی که از قبل اجرا شده اند، می توانید هنگام اجرای پروژه های مشابه، یک نقشه راه استاندارد ایجاد کنید، این امر روند دستیابی به اهداف استراتژیک در سازمان را بسیار ساده می کند.

امروزه در سازمان های دولتی روش های مدیریت پروژه به تازگی معرفی شده اند. نقشه راه بر اساس سامانه پورتال های پروژه نیز باید وارد سامانه تعامل دستگاه های دولتی با یکدیگر شود. این نوآوری روند تعامل در اجرای پروژه های یکسان را تسهیل می کند، هم هزینه های نیروی کار و هم هزینه های مواد را کاهش می دهد. معرفی گسترده پورتال های پروژه بر اساس روش نقشه برداری راه، پایگاهی از پروژه ها را در زمینه های مختلف فعالیت ایجاد خواهد کرد.

پورتال پروژه به شما امکان می دهد تا به طور مؤثر وظایف سازمانی، ارتباطی و سایر وظایف مربوط به اداره فعالیت های پروژه سازمان را حل کنید و همچنین کارایی و به موقع تصمیم گیری های مدیریت را افزایش دهید. پورتال پروژه یک روش ابتکاری برای تعامل بین افراد هر فعالیتی است که کارایی این تعامل را افزایش می دهد.

با جمع بندی تمامی موارد فوق، لازم است نتیجه گیری شود که نقشه راه روشی مؤثر برای توسعه سازمانی است که بر اساس آن تصمیمات مدیریتی تدوین و اجرا می شود. این روش در حال حاضر چندان مورد استقبال قرار نگرفته است، زیرا اکثریت پرسنل مدیریت سعی در استفاده از روش های مدیریتی جاافتاده دارند و به دلیل محافظه کاری که دارند، نقشه راه را به عنوان یک روش مدیریت موثر نمی دانند.

نقشه راه مدیریت و بهبود هر فرآیند در ساختار تولید را از طریق استفاده از چرخه دمینگ، یا PDCA "Plan-Do-Check-Act"، یا "Plan-Do-Check-Correct / Act". PDCA مخفف روش علمی است:
برنامه ریزی (تعریف یک هدف استراتژیک، تنظیم یک هدف).
انجام دهید (مراحل اصلی (مراحل عطف) برای رسیدن به هدف را تعریف کنید).
بررسی (استفاده از ابزارهای تولید ناب برای کنترل اقدامات انجام شده، اعمال تصمیمات مدیریتی برای بررسی اثربخشی راه حل های انتخاب شده)؛
صحیح / عمل (تشکیل استاندارد بر اساس نتایج اقدامات انجام شده، انجام ممیزی، انجام تنظیمات).

نقشه راه انتظار یک ایده، یک استراتژی و یک برنامه توسعه فرآیند را به هم متصل می کند و مراحل اصلی این فرآیند را بر اساس اصل "گذشته - حال - آینده" به موقع می سازد. نقشه راه به شما این امکان را می دهد که نه تنها سناریوهای احتمالی و مسیرهای توسعه، بلکه سودآوری آنها را نیز مشاهده کنید، که به شما امکان می دهد بهترین مسیرها را برای دستیابی از نظر کارایی اقتصادی و سودآوری شرکت ها و در کل فرآیند انتخاب کنید.

بیایید دلایلی را تعریف کنیم که چرا مالکان فرآیند باید از جعبه ابزار نقشه راه استفاده کنند:
ایجاد نقشه راه در درجه اول، برنامه ریزی مؤثر همه حوزه ها و عواملی است که در تحقق وظیفه تعیین شده دخیل هستند.
نقشه راه شامل مواردی به اندازه زمان دقیق است.
ایجاد نقشه راه به صاحبان فرآیند کمک می کند تا اطمینان حاصل کنند که منابع و فناوری مورد نیاز برای اجرای استراتژی ها و برنامه های خود را در زمان مناسب دارند.
نقشه‌های راه پیوندی بین استراتژی صاحبان فرآیند CM، MA و استراتژی توسعه عمومی شرکت هستند.
با کمک نقشه‌های راه، شکاف‌ها (کاستی‌ها) در برنامه‌ریزی نقاط عطف توسعه توسط صاحبان فرآیند آشکار می‌شود که به جای حل مشکلات احتمالی در آینده امکان اجتناب از آنها را فراهم می‌کند.

در هر مرحله از فرآیند ایجاد یک نقشه راه، تأکید بر چندین مورد از مهمترین جنبه ها است، به عنوان مثال: نیاز شرکت و پویایی توسعه آن. در این راه از زمان و منابع به هوشمندانه ترین و منطقی ترین شکل استفاده می شود. نقشه راه به تعیین واقعی ترین اهداف کمک می کند.

نقشه راه نوعی "راهنما" را برای مدیران ایجاد می کند، بنابراین شناسایی نتایج میانی و تنظیم جهت فعالیت را ممکن می سازد.

استفاده مشترک از چندین نقشه راه به شما این امکان را می دهد که به طور استراتژیک از فناوری ها در سراسر شرکت استفاده کنید، به عنوان مثال، فرآیند تحویل STP به مرکز مشتری، کارکنان TMS-Logistics LLC و کارکنان NKT-Service LLC در این فرآیند شرکت دارند. ایجاد یک نقشه راه واحد، اقدام دو سازمان را برای دستیابی به یک هدف هدایت می کند.

ایجاد نقشه راه شامل تبادل اطلاعات بین نمایندگان جوامع مختلف کنترل شده، ادارات، صاحبان فرآیندها و سایر ذینفعان در دستیابی به هدف تعیین شده است. با استفاده از نقشه راه می توان به روشی بسیار در دسترس برای همگان توضیح داد که فرآیند تولید به کدام سمت حرکت می کند، پتانسیل ها و چشم اندازهای آن.

فرآیند نقشه‌برداری راه، درک مشترکی از هدف توسعه و مالکیت برنامه توسعه در درون گروه ایجاد می‌کند.
با توجه به موارد فوق، بدیهی است که نقشه راه پیش بینی زمینه های احتمالی استفاده از نتایج شرکت به طور کلی و کارکنان به طور خاص را امکان پذیر می کند: اولاً، از نقطه نظر رساندن فرآیندهای غیر مؤثر به اثربخشی (یعنی ارزیابی نقش مالک فرآیند، اثربخشی تصمیمات اتخاذ شده توسط وی) و ثانیاً از دیدگاه تجاری (برای ارزیابی کارایی اقتصادی احتمالی اجرای این توسعه) تجربه عملی شرکت ها در ساخت نقشه راه در دسترس است.

مشکلی که در اینجا در نظر می گیریم را می توان به روش های مختلفی فرمول بندی کرد. می‌توان گفت تلاش می‌کنیم تا در فرآیندهای تجاری شرکت نظم بخشیده، شفاف و قابل مدیریت باشد. می توان گفت که در حال ایجاد یک سیستم مدیریت فرآیند هستیم یا به روشی دیگر: در حال معرفی رویکرد فرآیند محور به مدیریت شرکت هستیم.

نکته این است که ما می‌خواهیم مکانیسم‌های کنترل فرآیند کاری ایجاد کنیم که توانایی بهبود مستمر را فراهم کند. ما در حال ساختن یک سیستم سازمانی هستیم و این ساخت و ساز باید بر اساس یک متدولوژی و تکنولوژی خاص انجام شود. هیچ کس متعهد نمی شود خانه یا کشتی بسازد بدون اینکه فناوری ساخت شیئی را که باید ایجاد شود در اختیار داشته باشد.

"ساختمان سازمانی" ساده تر از مهندسی نیست. همچنین قوانین و قواعد خاص خود را دارد که نقض آن هرگز بدون مجازات نمی ماند. تعداد زیادی از پروژه های ناموفق در زمینه "ساختمان سازمانی" دقیقاً با این واقعیت توضیح داده می شود که کار بدون "پروژه معماری" برخلاف SNIP (ضوابط و مقررات ساختمانی) انجام شده است. بنابراین، در کار خود بر روی معرفی یک رویکرد فرآیندی به مدیریت در شرکت، ما توسط یک فناوری کاملاً تعریف شده هدایت می شویم که در نمودار به عنوان "نقشه راه" پروژه ارائه شده است. ما این نقشه را گام به گام دنبال خواهیم کرد و به طور مداوم به هدف خود که ایجاد یک سیستم کنترل فرآیند است نزدیکتر شویم.

اولین مورد در نقشه راه ما شناسایی استراتژی شرکت است. لازم است اصول اولیه شرکت در بازار هدف خود، تعریف مشتریان، ارزش های کلیدی که برای مصرف کنندگان قابل توجه است و تفاوت های اصلی با رقبا به وضوح بیان شود. این مهم است زیرا الزامات سازمان داخلی شرکت، برای فرآیندها و ساختار آن از این اصول پیروی می کند. برای جلب رضایت مشتریان و اطمینان از برتری نسبت به رقبا، منطقی نیست که وارد فرآیندها شویم، بدون اینکه مشخص کنیم به چه کسانی باید خدمت کنند و چه کسانی باید باشند. همه اینها از استراتژی بازار ناشی می شود

گام بعدی توسعه یک مفهوم سازمانی است. این یک نوع "طراحی معماری" سیستم سازمانی ما است. ساختار و رابطه فرآیندها و همچنین مراکز اصلی مسئولیت و عملکرد آنها برای خدمات رسانی به فرآیندها را تعریف می کند. مفهوم سازمانی به عنوان مبنایی برای شناسایی فرآیندها و توسعه ساختار سازمانی عمل می کند. این دو کار با همکاری نزدیک حل می شوند. در فرآیند شناسایی فرآیندها، ویژگی های آنها تعیین می شود: ورودی ها، خروجی ها، مشتریان. تامین کنندگان، مجریان، اهداف . مجریان فرآیندها در رابطه با ساختار سازمانی تعیین می شوند، در حالی که خود ساختار مشخص و دقیق است.

با استفاده از نتایج شناسایی فرآیند، می‌توان شاخص‌های عملکرد را برای مجریان تعیین کرد و مسئولیت‌های شغلی را برای آنها تدوین کرد. علاوه بر این، الزامات برای موقعیت های شغلی مجریان، قوانین پاداش مربوط به شاخص های عملکرد، مقررات فرآیند و دستورالعمل ها برای مجریان تدوین شده است.

این دنباله "ساخت" سیستم مدیریت فرآیند شرکت است. نقض این دستور ناگزیر منجر به شکست پروژه و ناامیدی هم برای مدیران و هم برای کارکنان می شود.
همچنین مهم است که تمام این "فعالیت ساختمانی" در قالب یک پروژه انجام شود. یعنی طبق یک برنامه مشخص با مهلت های مشخص، مجریان مسئول، نظارت و ارزیابی نتایج. این پروژه می تواند فرآیندهای کل شرکت یا یکی از بخش های آن را پوشش دهد. این باید اول از همه مشخص شود. اهداف پروژه باید به گونه ای تدوین شوند که معیارهای قابل اندازه گیری برای موفقیت تعریف شوند.

پاسخ به این سوال ضروری است: "چه شاخص های کسب و کار در نتیجه اجرای رویکرد فرآیندی باید بهبود یابد؟" این می تواند گردش موجودی، کاهش هزینه های لجستیک، افزایش تولید یا سایر شاخص ها باشد.
سپس باید یک تیم پروژه تشکیل شود که باید شامل نمایندگان تمام ذینفعان فرآیند باشد: مشتریان فرآیند، تامین کنندگان، مجریان و البته صاحب فرآیند. متخصصان بازاریابی به عنوان نمایندگان مشتری در شرکت و متخصصان تدارکات به عنوان نمایندگان تامین کنندگان عمل می کنند. اگر پروژه تمام فرآیندهای شرکت را پوشش می دهد، همه مدیران ارشد باید در تیم پروژه گنجانده شوند.

برای تهیه طرح پروژه، باید از "نقشه راه" ما استفاده کنید که شامل تمام مراحل اصلی کار است.
مهم است که وضعیت رسمی پروژه با دستور مدیر عامل که تعریف می کند:
مدیر پروژه،
ترکیب تیم پروژه،
اهداف و معیارهای موفقیت پروژه،
نتایج پروژه،
طرح پروژه
در طول کار، لازم است بررسی های هفتگی نتایج به دست آمده و مشکلات شناسایی شده انجام شود تا راه حل هایی ایجاد شود که پیشرفت بیشتر را تضمین کند.

بسیاری از پروژه ها به دلیل مدیریت ضعیف از بین می روند. دلایل نرخ بالای مرگ و میر تغییرات سازمانی به خوبی شناخته شده است. من سه مورد از رایج ترین آنها را نام می برم.

عدم توجه رئیس شرکت به پروژه ... وقتی مدیر معتقد است که کافی است افراد مسئول را منصوب کنید و دیگر به آن فکر نکنید، پروژه به طور غیرقابل کنترلی "به پایان" می رود. هیچ تغییر سازمانی بدون حمایت قوی رهبری اتفاق نمی افتد. رهبر شرکت باید اراده تسلیم ناپذیری برای تغییر از خود نشان دهد، به طور مداوم پیشرفت پروژه را زیر نظر داشته باشد و تمام موانع موجود در مسیر آن را برطرف کند.

مشارکت کم کارکنان ... یک رویکرد بسیار معکوس برای اجرای فرآیند این است که تحلیلگران کسب و کار یا مشاوران خارجی دستورالعمل‌های فرآیندی را تدوین می‌کنند و سپس مدیران کارکنان را مجبور می‌کنند تا طبق این دستورالعمل‌ها کار کنند. مردم در برابر تغییراتی که از بیرون به آنها تحمیل می شود مقاومت می کنند. مقاومت را می توان با درگیر کردن افراد در مراحل اولیه طراحی فرآیند و کار با آنها تا رسیدن به نتایج نهایی به نیروی محرکه تغییر تبدیل کرد. در این مورد، مردم آگاهانه و مسئولانه با اجرای تصمیماتی که با مشارکت آنها ایجاد شده است، ارتباط برقرار می کنند.

روش شناسی نادرست تغییر سازمانی، انجام تغییرات سازمانی مستلزم شایستگی‌های ویژه، آگاهی از روش‌های انجام تغییرات و توانایی اعمال آن‌ها است. متدولوژی اجرای رویکرد فرآیندی که در مقالات ما شرح داده شده است، کاهش خطرات این پروژه را ممکن می سازد. برای این کار باید نقشه راه و توصیه های ما را دنبال کنید.
اجرای رویکرد فرآیند محور در مدیریت قابل بحث است.

ورود به صفحه انگلیسی